تنهایی
نه آرامشت را
به چشمـﮯ
وابسته کن،
نه دستت را
به گرماے دستـﮯ
دلـــــــــخوش…
چشمها بسته میشوند و
دستــها مشت میشوند…
و تو مـﮯمانـﮯ و
یک
دنــــــــیا
تــــــــــنهائی…
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نه آرامشت را
به چشمـﮯ
وابسته کن،
نه دستت را
به گرماے دستـﮯ
دلـــــــــخوش…
چشمها بسته میشوند و
دستــها مشت میشوند…
و تو مـﮯمانـﮯ و
یک
دنــــــــیا
تــــــــــنهائی…
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دلبسته به شمعدانی چشمانت
ای عشق تولدت مبارک ، قلبم
تقدیم به مهربانی چشمانت
عزیز عمو
(پارمیس جان تولد مبارک)

اشتباه بزرگي بود درب فاحشه خانه ها رابستن
آن زمان مردها مجبور نبودند براي تخيله ي يك حس حيواني عشق را بهانه كنند
با عشق وارد شوند
دروغ بگويند ،
بعد اعتراف به اشتباه كنند
آن وقتها از يك رابطه ي پست شروع ميشد وگاهي عاشق ميشدند
آب توبه اي ميريختند و
انساني بيچاره وگمراه نجات پيدا ميكرد
امروز چه ؟؟؟؟!!!!
با يك رابطه ي خدايي به نام عشق آغاز ميشود وبه مرور انساني مظلوم و بيگناه تبديل به محكوم بينوايي ميشود كه نميداند جرمش چيست!!!
اشتباه بود درب فاحشه خانه ها را بستن
آن روزها فاحشه اي با مردانگي يك مرد نجات پيدا ميكرد
اين روز ها زنان بيگناه با نامردي مردان فاحشه ميشوند
❤ دلــتــنــگـی
عـیـن آتـش زیـر خـاکـسـتـر اسـتـــ
گـاهـی فـکـر مـیـکـنـی تـمـام شـده
امــا یـکـــ دفـعـه
هــمــهاتـــ را آتـش مـیـزنـد ...! ❤
من با همهی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم

ای ابراهیم!
در یک دل دو محبت نگنجد
تمام وابستگیهایت را به قربانگاه ببر!


منِ بیــــچاره مـــدت هـــاست کــــسی را مخـــــاطبِ شعـرهایم کــــرده ام کـــه خــــــیلی وقت است غــــــایب اســـــت ! گاهی آنچنان مزخرف میشوم که برای دیگران قابل درک نیستم ! حتی عزیزترین کسم را از خودم میرانم ! اما… در دلم آن لحظه آرزو میکنم تا بگوید: میدانم دست خودت نیست! درکت میکنم… یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی ؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست ؟ شدی خلبان ، ملوان ، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی . . . خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام…


شرمنده می کنــــــــــــی گاهی در خوابـــــــــــــ به من ســـــــــر می زنـــــــی . . .
دیــگــر بــهـ تــــو فــکــر نـــمــے کـنـــمــ گـنــاهـ اســـتـ چـشـمــ دآشــتــنـــ بــهـ مـــالـــِ غــــریــبـهـ هـآ …
میبیتی دیوانه شده ام ...
یادت میاد گفتم بی تو...
این هم نتیجش قکر میکردی دروغ میگویم ....
انقدر دیوانه ام از نبودنت ک نمیدانم حرف از دوست داشتنت بزنم یا رفتنت
