دخترک فداکار

سلام دوستان تو این پست یه (فیلتر شکن) براتون گذاشتم که خیلی مفیده و پرسرعته با حجم خیلی کم حتی با دایل اپ هم توی ۳۰ ثانیه دانلود میشه با دانلو بسیار راحت کافیه بعد دانلود فقط روی فایل دانلود شده کلیک کنید

 

همسرم باصدای بلندی کفت : تا کی میخوایسرطان

 سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به

دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:

 

 

منبع:mstory داستان های جذاب و خواندنی

 

ادامه نوشته

شقایق

سلام قبل خوندن داستان یه اهنگی که خودم خیلی دوسش دارم و قبلا هم تو پستهای قبل گذاشتمش براتون میزارم به نام ( من بدون تو میمیرم ) با صدای رضا غلامی خیلی خیلی قشنگه یه اهنگ غمگین و زیبا لطفا نظر درباره اهنگ فراموش نشه ممنون میشم کمک بزرگی بهم میکنین.




خیلی ساده اتفاق افتاد. یک روز سرد زمستانی بود. شال و کلاه کرده بودم به سرکار بروم که توی کوچه دیدمش... ساک به دست و با صورت سرخ شده از سرما و مستاصل... کاغذ نشانی را جلو آورد و من با تعجب پرسیدم:
- پلاک 21 ؟!
سرم را بالا گرفتم. صورت ظریف و بی رنگش منتظر جواب بود... خواستم بگویم با کی کار دارید؟ شما کی هستید؟ از کجا آمده اید؟ ... اما فقط دستم را به طرف در سبز رنگ خانه مان دراز کردم و او بی درنگ ساکش را دوباره به دست گرفت و رفت.
چند لحظه ای سرجایم خشکم زده بود... هر چه فکر کردم دیدم فامیل و دوست و آشنایی نداریم که به او شباهت داشته باشد. چشم های عسلی داشت و ریز نقش بود.

منبع:mstory داستان های جذاب و خواندنی

 

ادامه نوشته